بسم الله الرّحمن الرّحیم

«مَّنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلّ شَىْ‏ءٍ مُّقِيتاً.»

هرکس واسطۀ کار خیری بشود، سهمی از پاداش آن خواهد برد و هرکس واسطۀ کار شرّی بشود، در آن شریک خواهد بود؛ چرا که خداوند، مراقب همه چیز و همه کاری هست.

سورۀ نساء - آیۀ85

نکاتی اجمالی در مورد آیه:

درست است که هرکسى مسئول کارهاى خود مى باشد ولى در این آیه، خدا می فرماید: «هر انسانى که دیگرى را به کار نیک وادارد، سهمى از آن خواهد داشت، و هرکسى که دیگرى را به کار بدى دعوت کند، بهره اى از آن خواهد داشت.» بنابراین، مسئولیت هرکسی در برابر اعمال خویش، به آن معنا نیست که از دعوت دیگران به سوى حق و مبارزه با فساد، چشم بپوشد و روح اجتماعى اسلام را تبدیل به فردگرائى و بیگانگى از اجتماع کند، و در لاک خود فرو رود، بلکه موظف است به کار خوب تشویق و از کار بد، منع نماید. بنابراین، هرگاه سخن، یا عمل و یا حتى سکوت انسان، سبب تشویق جمعیتى به کار نیک، یا بد شود، تشویق کننده سهم قابل توجهى از نتایج آن کار خواهد داشت، بدون این که چیزى از سهم فاعل اصلى کاسته شود.

مطابق این منطق اسلامى، تنها عاملان گناه، گناهکار نیستند، بلکه تمام کسانى که با استفاده کردن از وسائل مختلف تبلیغاتى، و یا آماده ساختن زمینه ها، و حتى گفتن یک کلمۀ کوچکِ تشویق آمیز، عاملان گناه را به کار خود ترغیب کنند، در عقاب و عذاب آن گناه، سهیم هستند؛ همچنین کسانى که در مسیر خیرات و نیکى ها از چنین برنامه هائى استفاده مى نمایند، از ثواب و پاداش آن کار خیر، سهم دارند. این برنامه اسلامى، روح اجتماعى بودن و عدم توقف در مرحله فردیت را در مسلمانان زنده نگه مى دارد و این حقیقت را اثبات مى کند که انسان، با توجه به دیگران و گام برداشتن در مسیر منافع آن ها، هرگز عقب نمى ماند و منافع فردى او به خطر نخواهد افتاد، بلکه در نتایج آن ها سهیم خواهد بود.

پیام های آیه:

فردگرایى و انزوا در اسلام، ممنوع است. «یشفع شفاعة حسنة»

دعوت به نیک و بد، شركت در پاداش و کیفر است. «نصیبٌ منها»

در وساطت‏ ها، باید خدا را در نظر داشت. «كان اللّه على كل شى‏ء مقیتاً»

 

 

پل گل قشلاق

بیجار - استان کردستان

زمان اجرای برنامه: شهریور1396

یکی از زیبا ترین و دیدنی ترین آثار تاریخی بیجار، بی شک پل گل قشلاق می باشد که در زمان ایلخانیان، بر روی رود قزل اوزن، احداث گردیده است. هرچند که افسوس، تنها یک دهنه از این پل تاریخی، باقی مانده است، اما همچنان، تماشای آن برای گردشگران، لذت بخش است. این پل عرض و طویل، در زمان های گذشته، محل عبور کاروان های بیجار به زنجان بوده است. این پل اکنون، در 200متری شرق جادۀ بیجار - زرین آباد، قرار گرفته است و ارتفاع آن از سطح دریا، 1440متر است. فاصلۀ این پل تا بیجار، 53کیلومتر می باشد.

من در سفر خودم به استان کردستان و شهرستان بیجار، در کنار این پل زیبا، توقفی داشته و گشت و گذاری در اطراف آن زدم.

رود قزل اوزن که در مرز استان های زنجان و کردستان، قرار دارد.

رودخانه قزل اوزن


موقعیت پل گل قشلاق بر روی نقشه

رود قزل اوزن



رود قزل اوزن



رود قزل اوزن


پل گل قشلاق، مهمان همشگی رود قزل اوزن

رودهای ایران



رودهای ایران



پل های تاریخی ایران



پل های تاریخی ایران



پل های تاریخی ایران



پل های تاریخی کردستان



پل های تاریخی کردستان



پل های تاریخی کردستان



پل های تاریخی استان کردستان



پل های تاریخی استان کردستان



پل های تاریخی استان کردستان



پل گل قشلاق



پل گل قشلاق



پل گل قشلاق



پل گل قشلاق



پل گل قشلاق



پل گل قشلاق



پل گل قشلاق



جاذبه های تاریخی ایران



جاذبه های تاریخی ایران



جاذبه های تاریخی ایران



جاذبه های تاریخی استان کردستان



جاذبه های تاریخی استان کردستان



جاذبه های تاریخی استان کردستان



جاذبه های تاریخی کردستان



جاذبه های تاریخی کردستان



جاذبه های تاریخی کردستان



جاذبه های تاریخی بیجار



جاذبه های تاریخی بیجار



جاذبه های تاریخی بیجار



پل های تاریخی بیجار



رود قزل اوزن



پل های تاریخی بیجار



آثار تاریخی بیجار


نمای زیبای رود قزل اوزن از فرار پل گل قشلاق

طبیعت بیجار


جاده بیجار - زرین آباد و زنجان

جاده زنجان بیجار



جاده ایجرود بیجار



طبیعت بیجار



رود قزل اوزن



رود قزل اوزن



جاذبه های طبیعی بیجار



جاذبه های طبیعی بیجار



جاذبه های طبیعی استان کردستان



جاذبه های طبیعی کردستان



اماکن گردشگری بیجار



مکان های گردشگری بیجار



مکان های توریستی بیجار



اماکن توریستی بیجار



جاهای دیدنی بیجار



جاهای دیدنی بیجار

جرعه ای از دریا...

امام باقر(علیه السلام) فرمود:

«سه چیز، از سخت ترین کارهای بندگان است: خصلت اول: در برابرِ مردم، با انصاف رفتار کردن. خصلت دوم: کمک کردن به برادر مؤمن. خصلت سوم: در هر حالی به یاد خدا بودن. به یاد خدا بودن، یعنی به هنگام اراده کردنِ گناه، خدا را به یاد آورد و یاد خدا، میان او و گناه، فاصله افکند. این همان سخن خدا در قرآن است که فرمود: "ای کسانی که اهل پرهیزکاری کردن هستید، زمانی که وسوسه ای از شیطان به شما رسید، خدا را یاد کنید.»

فرازی از "دعای کمیل" که مناجات أمیر المؤمنین(علیه اسّلام) با خدا می باشد: (کتاب مفاتیحُ الجِنان)

«إلهی وَ مَولایَ أجرَیتَ عَلَیَّ حُکماً إتَّبَعتُ فیهِ هَوی نَفسی، وَ لَم أحتَرِس فیهِ مِن تَزیینِ عَدُوّی، فَغَرَّنی بِما أهوی ، فَتَجاوَزتُ بِما جَری عَلَیَّ مِن ذلِکَ بَعضَ حُدودِکَ، وَ خالَفتُ بَعضَ أوامِرِکَ، فَلَکَ الحَمدُ عَلَیَّ فی جَمیعِ ذلِکَ، وَ لا حُجَّةَ لی فیما جَری عَلَیَّ فیهِ قَضائُکَ، وَ قَد أتَیتُکَ یا إلهی بَعدَ تَقصیری وَ إسرافی عَلی نَفسی، مُعتَذِراً نادِماً، مُنکَسِراً مُستَقیلاً، مُتَغفِراً مُنیباً، مُقِرّاً مُذعِناً مُعتَرِفاً، لا أجِدُ مَفَرّاً مِمّا کانَ مِنّی، وَ لا مَفزَعاً أتَوَجَّهُ إلَیهِ فی أمری غَیرَ قَبولِکَ عُذری، وَ إدخالِکَ إیّایَ فی سَعَةِ رَحمَتِکَ. ألّلهُمَّ فَاقبَل عُذری، وَ ارحَم شِدَّةَ ضُرّی، یا رَبِّ إرحَم ضَعفَ بَدَنی، وَ رِقّةَ جِلدی، وَ دِقّةَ عَظمی.»

ای مولا و ای معبود من، تو مرا به حال خود رها کردی، در نتیجه این باعث شد که من از هوی و هوسم، پیروی کنم، و از خطوط قرمز تو عبور کردم و از برخی دستورات و اوامرت، سرپیچی نموم، و حالا حجت بر من تمام گشته است. اکنون آمده ام به درگاه تو ای خدای من، پس از تقصیر و ظلمی که بر خودم کردم، در حالی که عذرخواه و پشیمانم، شکست خورده و طالب آمرزش هستم، اقرار می کنم و اذعان می کنم و بر گناهانم اعتراف دارم و می دانم از آن چه کرده ام، هیچ راه فراری نیست، و هیچ پناهی نیست که به او رو کنم جز این که تو عذرم را بپذیری و مرا در سایه سارِ رحمتت وارد کنی. خدایا، عذرم را بپذیر، و به این حالِ زارم، رحم کن. ای پروردگار من، رحم کم بر سستی و ضعف بدنم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم.

فرازی از کتاب صَحیفۀ سجّادیّه که مناجات امام سجّاد(علیه السّلام) با خداوند می باشد:

«وَ هذا مَقامُ مَنِ استَحیا لِنَفسِهِ مِنکَ، وَ سَخِطَ عَلَیها، وَ رَضیَ عَنکَ، فَتَلَقّاکَ بِنَفسٍ خاشِعَةٍ، وَ رَقَبَةٍ خاضِعَةٍ، وَ ظَهرٍ مُثقَلٍ مِنَ الخَطایا واقِفاً بَینَ الرَّغبَةِ إلَیکَ وَ الرَّهبَةِ مِنکَ. وَ أنتَ أولَی مَن رَجاهُ، وَ أحَقُّ مَن خَشِیَهُ وَ اتَّقاهُ، فَأعطِنی یا رَبِّ ما رَجَوتُ، وَ آمِنّی ما حَذِرتُ، وَ عُد عَلَیَّ بِعائِدَةِ رَحمَتِکَ، إنَّکَ أکرَمُ المَسئولینَ.»   دعای32

خدایا، اکنون بر پیشگاه تو ایستاده ام، در حالی که از تو خجل و شرمسارم، و بر نفس پستِ خویش، خشمگین و از تو خشنودم؛ با دلی شکسته و گردنی افکنده از فشار بار سنگین گناهانم، از یک سو، به تو امید دارم واز سویی دیگر، از تو می ترسم؛ چرا که تو سزاوار ترین کسی هستی که به او امید داشته باشند و شایسته ترین کسی هستی که از او ترس و هراس داشته باشند؛ پس به آن چه امیدوارم، ای پروردگارم، به من ارزانی دار و از آن چه می ترسم، مرا ایمن گردان و از رحمت خود، مرا بهرمند کن که تو، کریم ترین کسی هستی که بندگان، حاجتشان را از او درخواست می کنند.

«به امید ظهور یگانه مُنجی عالَم»

شِکوه داریم از این تیرِ شبِ یلدایی     شِکوه داریم بَسی شِکوۀ از تنهایی

چشم هایی همه گریان، دلِ مضطر داریم     شکوۀ دوریِ از آل پَیمبر داریم

شکوه از غیبت "مهدی" است همین غم باشد     گر بمیریم از این غم همگی کم باشد

شیعه تنها است و ما شکوۀ از آن داریم     دوستان اندک و بدخواه، فراوان داریم

گرد صد فتنه به پا خواسته از خاک جهان     شکوه داریم از اوضاع اسفناک جهان

شکوه داریم ولی در امیدیم هنوز     ما به مقصود نهایی نرسیدیم هنوز

ای یار سفر کرده مَهِ غائب ما     تو بیا تا که ببینند تویی صاحب ما

تو بیا تا که درِ فتح، به ما باز شود     ما که مردیم بیا زندگی آغاز شود

کاش تا هست، در این سینۀ خسته نفسی     تو بیایی و به فریادِ دلِ ما برسی

حامی خسته دلان ناجی انسان برگرد     التماس نگه و اشک یتیمان برگرد

 

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در استان کردستان، اینجا را کلیک نمایید.

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در ایران، اینجا را کلیک نمایید.

برای مشاهدۀ صفحه درباره من، اینجا را کلیک نمایید.