بسم الله الرّحمن الرّحیم

«وَ كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى أَنْتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ»‏

از چیزهای پاک و پاکیزه ای که خداروزی تان کرده است، استفاده کنید و در حضور خدایی که باورش دارید، خودسرانه حلال یا حرام نکنید.

سوره مائده - آیه88

نکاتی اجمالی در مورد آیه:

خداوند در این آیه، امر به بهره گرفتن مشروع، از مواهب الهى کرده و مى فرماید: «از آن چه خداوند به شما روزى داده است، حلال و پاکیزه بخورید.» تنها شرط آن این است که رعایت اعتدال و تقوا و پرهیزگارى در بهره گیرى از این مواهب را فراموش نکنیم.

پیام های آیه:

بهره‌ گیرى از امكانات مادى حلال، با ایمان منافات ندارد. «یا ایّها الّذین آمنوا...و کلوا»

در مسائل تغذیه، دقت كنیم. هم شیوۀ كسب و هم شیوۀ مصرف آن، حلال باشد. «حلالاً، طیباً، واتّقوا»

رزق همه به دست اوست. پس عجله و حرص و حرام‌ خوارى نداشته باشیم. «رزقكم اللّه حلالا طیّبا»

تقوا، لازمۀ ایمان است. «واتّقوا اللّه الّذى أنتم به مؤمنون»

 

 

قلعه کُمیز

رودان - استان هرمزگان

زمان اجرای برنامه: فروردین1396

روستای کُمیز، یکی از روستاهای گردشگری و تفریحی شهرستان رودان می باشد. این روستا در 12کیلومتری جنوب شرقی شهر رودان، واقع شده است. در ورودی این روستا، بقایای قلعه ای بر روی یک تپۀ بلند، به چشم می آید که از یادگاران دوران پس از اسلام می باشد. قلعه کمیز، اکنون به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری رودان، به شمار می آید.

من در سفر خودم به رودان، سری هم به این روستا زدم و از این قلعۀ تاریخی، عکاسی کردم. علاوه بر مناظر زیبای قلعه، طبیعت زیبای بهاری روستا هم سوژۀ عکاسی من شد.

قلعه کمیز

 

موقعیت روستای کُمیز، بر روی نقشه

روستای کمیز

 

 

روستای کمیز

 

 

قلعه کمیز

 

 

قلعه کمیز

 

 

قلعه کمیز

 

 

روستای کمیز

 

 

قلعه کمیز

 

 

آثار باستانی رودان

 

 

آثار باستانی رودان

 

 

آثار باستانی رودان

 

 

آثار تاریخی رودان

 

 

آثار تاریخی رودان

 

 

روستای کمیز رودان

 

 

آثار تاریخی رودان

 

 

آثار باستانی هرمزگان

 

 

آثار باستانی استان هرمزگان

 

 

آثار باستانی استان هرمزگان

 

 

جاذبه های گردشگری رودان

 

چشم انداز زیبای نخلستان های روستای کمیز، از فراز قلعه

جاذبه های گردشگری رودان

 

نمایی زیبا از روستای کمیز

روستای کمیز رودان

 

 

روستای کمیز رودان

 

 

جاذبه های گردشگری رودان

 

 

قلعه های تاریخی استان هرمزگان

 

 

قلعه های تاریخی استان هرمزگان

 

 

قلعه های تاریخی استان هرمزگان

 

 

قلعه های استان هرمزگان

 

 

قلعه های استان هرمزگان

 

 

قلعه های استان هرمزگان

 

 

قلعه های ایران

 

 

قلعه های ایران

 

نمایی از قبرستان روستای کمیز

روستای کمیز رودان

 

 

جاذبه های گردشگری استان هرمزگان

 

 

جاذبه های گردشگری استان هرمزگان

 

 

جاذبه های گردشگری هرمزگان

 

 

بناهای تاریخی رودان

 

 

بناهای تاریخی هرمزگان

 

 

بناهای تاریخی ایران

 

 

جاهای دیدنی رودان

 

 

جاهای دیدنی رودان

 

 

جاهای دیدنی رودان

 

 

جاهای دیدنی ایران

 

 

جاهای دیدنی ایران

 

 

جاهای دیدنی ایران

 

 

جاهای دیدنی هرمزگان

 

 

جاهای دیدنی استان هرمزگان

 

طبیعت زیبای بهاری روستای کمیز

جاهای دیدنی استان هرمزگان

 

 

مناطق گردشگری رودان

 

 

مناطق گردشگری رودان

 

 

مناطق گردشگری ایران

 

 

مناطق گردشگری هرمزگان

 

 

روستاهای استان هرمزگان

 

 

مناطق گردشگری هرمزگان

 

 

روستاهای شهرستان رودان

 

 

مکان های توریستی ایران

 

 

مکان های توریستی استان هرمزگان

 

 

مکان های توریستی هرمزگان

 

 

روستاهای هرمزگان

 

 

روستاهای استان هرمزگان

و اما در پایان...

یک جرعه معرفت...

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

خداوند به حضرت آدم(ع) وحی کرد: «من تمام حقایق را در چهار سخن، برای تو گردهم آورده ام.» حضرت آدم(ع) عرض کرد: آن سخنان چیست؟ خداوند فرمود: «یک سخن، دربارۀ من؛ یک سخن دربارۀ تو؛ یک سخن دربارۀ آن چه که میان و من و تو است؛ یک سخن دربارۀ آن چه که میان تو و مردم است.» جناب آدم(ع) عرض کرد: پروردگارا، آن سخنان را بیان نما تا آگاه شوم.

پس خداوند عَزَّوَجَلَّ فرمود: «اما آن سخنی که دربارۀ من است، این است که مرا پرستش نمایی و هیچ شریکی برای من، قائل نشوی. اما آن سخنی که دربارۀ تو هست، این است که بر کردار و اعمالت، پاداش می دهم، در حالی که سخت به آن نیازمندی. اما سخنی که دربارۀ میانۀ من با تو هست، این است که بر تو باد، دعاکردن و بر من است، استجابت دعا. اما سخنی که دربارۀ میانۀ تو با مردم هست، این است که برای مردم چیزی را بپسندی که برای خویش می پسندی.»

فرازی از بخش دعاهای تعقیبات نماز مغرب: (کتاب مفاتیحُ الجِنان)

«أللّٰهُمَّ إنِّى أسأَلُکَ مُوجِبَاتِ رَحمَتِکَ، وَ عَزائِمَ مَغفِرَتِکَ، وَ النَّجاةَ مِنَ النَّارِ، وَ مِن كُلِّ بَلِيَّةٍ، وَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ، وَ الرِّضوانَ‌ِ فِى دارِ السَّلامِ، وَ جِوَارِ نَبِيِّکَ مُحَمَّدٍ عَلَيهِ وَ آلِهِ السَّلامُ، أللّٰهُمَّ مَا بِنَا مِن نِعمَةٍ فَمِنکَ، لَا إلٰهَ إلّا أنتَ، أستَغفِرُکَ وَ أتُوبُ إِلَيکَ.»

خدایا؛ من از تو می خواهم آن چیزهایی را که موجب رحمت و مغفرت و رهایی از آتش و نجات از هر بلا و گرفتاری و رسیدن به بهشت و مقام رضوان تو در آخرت و هم جواریِ با پیغمبر(ص) می شود. هر نعمتی که داریم، مال خدا هست. از او استغفار می کنیم و عاقبت کار ما، بازگشت به سوی او می باشد.

فرازی از کتاب صَحیفۀ سجّادیّه که مناجات امام سجّاد(علیه السّلام) با خداوند می باشد:

«أللَّهُمَّ وَ أيُّمَا عَبدٍ نَالَ مِنِّي مَا حَظَرتَ عَلَيهِ، وَ انْتَهَکَ مِنِّي مَا حَجَزتَ عَلَيهِ، فَمَضَى بِظُلَامَتی مَيِّتاً، أَوْ حَصَلَت لی قِبَلَهُ حَيّاً فَاغْفِر لَهُ مَا ألَمَّ بِهِ مِنِّي، وَ اعْفُ لَهُ عَمَّا أدبَرَ بِهِ عَنِّي، وَ لَا تَقِفهُ عَلَى مَا عَنهُم فِيَّ، وَ لَا تَكشِفهُ عَمَّا اكْتَسَبَ بی، وَ اجْعَل مَا سَمَحتُ بِهِ مِنَ الْعَفوِ ارْتَكَبَ، وَ تَبَرَّعتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَيهِم أَزكَي صَدَقَاتِ الْمُتَصَدِّقِينَ، وَ أعلَي صِلَاتِ الْمُتَقَرِّبِينَ. وَ عَوِّضنی مِن عَفوی عَنهُم عَفوَکَ، وَ مِن دُعَائی لَهُم رَحمَتَکَ حَتَّى يَسعَدَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا بِفَضلِکَ، وَ يَنجُوَ كُلٌّ مِنَّا بِمَنِّکَ.»   دعای39 - شماره های2 و3

خداوندا، اگر یکی از بندگان تو، به ناحق، مرا آزرده و آبروی مرا ریخته و با حقی که از من برگردنش باقی می باشد، یا مرده است و یا این که هنوز زنده می باشد؛ پس از آن چه دربارۀ من مرتکب شده است، در گذر، و از آن حقی که از من با خود بُرد، بر وی مگیر؛ و کارهایی که نسبت به من روا داشت، به یادش نیاور و سرافکنده اش نکن؛ پس این عفو و گذشت و بخشش بی دریغ مرا، بی آلایش ترین صدقه و ارجمند ترین عطیه گردان که تصدُّق دهندگان و مقربینِ درگاهت، به مستمندان می بخشند. در عوض عفو و گذشت از آن ها، تو نیز مرا عفو کن و به ازای دعای من، دربارۀ آن ها، مرا ببخش و بیامرز تا از فضلت، سعادت مند گردیم و به نعمت تو، رستگار شویم.

«به امید ظهور یگانه مُنجی عالَم»

عاشق گرفته باز، قنوتِ دعا بیا     ای تیرِ آخرینِ کمانِ خدا، بیا

با انتظارِ آمدنت نیمه جان شدیم     یا که خلاص کن به دَمِ تیغ، یا بیا

ما در سکوتِ غربتِ خود داد می زنیم     بی تو شکست، بغضِ گلو بی صدا بیا

هر لحظه با نیامدنت گریه می کنیم     فصلِ شروعِ بارشِ چشمانِ ما بیا

این هفته ها بدونِ تو تاریک می شود     پایان بده سیاهیِ این هفته را بیا

یا صاحب الزمان، به خدا شعلۀ فراق     آتش کشیده بر جگر روزها بیا

 

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در استان هرمزگان، اینجا را کلیک نمایید.

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در ایران، اینجا را کلیک نمایید.

برای مشاهدۀ صفحه اصلی سایت، اینجا را کلیک نمایید.