بسم الله الرّحمن الرّحیم

«مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآیاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى‏ يُؤْفَكُونَ‏. قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِکُ لَكُمْ ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ‏.»

مسیح، پسر مریم، فقط پیغمبری بود که قبل از او هم، پیامبرانی آمدند و رفتند و مادرش نیز، بانوی باصداقتی بود که به یگانگی خدا و آمدن پیامبران، اقرار می کرد. هر دو(مسیح و مادرش) هم مثل سایر انسان ها، غذا می خوردند. ببین چطور آیه هایمان را برایشان توضیح می دهیم و آن وقت، ببین چطور آن ها(مسیحیان)، با پرستش مسیح و مادرش، از مسیر حق، منحرف می شوند؟! بپرس: به جای خدا، چیزهایی را می پرستید که اختیار سود و زیانتان را ندارند؟! در حالی که تنها این خدا هست که خواسته هایتان را می شنود و نیازهایتان را می داند.

سوره مائده - آیات75 و76

نکاتی اجمالی در مورد آیه:

خطاب خداوند در این آیه، به آن دسته از مسیحیانی است که حضرت عیسی(ع) را خدا می دانند. خداوند در این آیه، سه دلیل می آورد که عیسی(ع)، نمی تواند خدا باشد:

الف) از مادر متولد شده و پسر مریم است.

ب) پیامبرانى مثل او نیز بوده‌اند و او بى همتا نیست.

ج) او هم مانند دیگران نیاز به غذا داشته و قدرتش را از لقمه نانى به دست مى‌آورده است؛ پس از خود قدرتی ندارد تا خدا باشد. آرى، آن كه نیاز به غذا دارد، نمى‌ تواند خالق باشد.

پیام های آیه:

داشتن برخى امتیازات و امور استثنایى، دلیل بر الوهیت نیست. حضرت آدم هم بدون پدر و مادر بود و كسى او را خدا نپنداشت. «قد خلت من قبله الرسل»

مریم، از اولیاى خداست. قرآن از او تجلیل مى‌ كند و او را «صدّیقه» مى‌ شمارد. «امّه صدّیقة»

زن مى ‌تواند به بالا ترین درجات معنوى برسد تا آن جا كه خداوند ثناگویش شود. «و اُمّه صدّیقة»

مرگ، براى همۀ انبیا قطعى است؛ بنابراین عیسى(ع) فناپذیر است و خدا نیست. «قد خلت من قبله الرسل»

اگر عناد به میان آید، روشن‌ ترین برهان‌ها و دلایل هم كارساز نخواهد بود. «كیف نبیّن... أنّى یؤفكون»

آشنایى با تاریخ گذشته وریشه‌ یابى آن، براى آیندگان مفید است. «ثمّ انظر...»

 

 

روستای رودبارکلا

ساری - استان مازندران

زمان اجرای برنامه: شهریور1396

روستای زیبا و جنگلی رودبارکلا، با ارتفاع 280متر، در شهرستان ساری و در بخش کلیجان رستاق، واقع شده است. فاصلۀ این روستای تا ساری، 25کیلومتر می باشد. برای رسیدن به این روستا، ابتدا باید از ساری، وارد جادۀ کیاسر شویم و پس از پیمودن مسافت 15کیلومتری، به شهر کوچک پایین هولار می رسیم. سپس از آن جا، وارد یک فرعی می شویم که در شرق جاده، قرار دارد. در جادۀ فرعی هم پس از پیمودن مسافت 10کیلومتری و عبور از روستاهای علوی کلا، آهودشت و سقندیکلا، به روستای رودبارکلا می رسیم.

من در سفر خودم به منطقۀ ساری، سری هم به این روستا زدم و از مناظر زیبای اطراف آن، عکاسی کردم. خصوصاً مزارع لوبیا سبز این روستا که واقعاً دیدنی و تماشایی بود.

روستای رودبارکلا

 

موقعیت روستای رودبارکلا، بر روی نقشه

روستای رودبارکلا

 

 

روستای رودبارکلا

 

 

روستاهای ساری

 

 

روستاهای ساری

 

 

روستاهای ساری

 

 

روستاهای کلیجان رستاق

 

 

روستاهای کلیجان رستاق

 

نمایی زیبا از مزارع لوبیا، که در بین درختان جنگلی، احاطه شده اند.

روستاهای مازندران

 

 

روستاهای استان مازندران

 

 

روستاهای استان مازندران

 

 

طبیعت ساری

 

 

طبیعت کلیجان رستاق

 

 

طبیعت کلیجان رستاق

 

نمای نزدیک و کلوزآپ، از مزارع لوبیای منطقه

لوبیای کلیجان رستاق

 

 

لوبیای ساری

 

 

لوبیای مازندران

 

دورنمای فوق العاده زیبا و تماشایی از روستا

روستای رودبارکلا

 

 

روستای رودبارکلا

 

 

روستای رودبارکلا

 

 

روستای رودبارکلا

 

 

روستاهای جنگلی ساری

 

 

روستاهای جنگلی مازندران

 

 

روستاهای جنگلی استان مازندران

 

طبیعت جنگلی اطراف روستا

روستاهای جنگلی ایران

 

 

جنگل های کلیجان رستاق

 

 

جنگل های ساری

 

 

جنگل های ساری

 

 

جنگل های ساری

 

 

جنگل های مازندران

 

 

جنگل های مازندران

 

 

جنگل های استان مازندران

 

 

جنگل های ایران

 

 

جنگل های ایران

 

 

جاذبه های گردشگری ساری

 

نمایی دیگر از روستای رودبارکلا

روستای رودبارکلا

 

 

روستای رودبارکلا

 

 

جاذبه های طبیعی ساری

و اما در پایان...

یک جرعه معرفت...

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

«پنج چیز، چنان است که می گویم: برای شخص بخیل و خسیس، راحتی و آسودگی نیست. برای شخص حسود، لذتی نیست. برای پادشاهان، وفایی نیست. برای شخص دروغگو، مروت و جوان مردی نیست. برای شخص سفیه و کم خرد، بهره ای نیست.»

فرازی از بخش دعاهای تعقیبات نماز ظهر: (کتاب مفاتیحُ الجِنان)

«أللّٰهُمَّ إن عَظُمَت ذُنُوبِى فَأَنتَ أعظَمُ، وَ إن كَبُرَ تَفرِيطِى فَأَنتَ أكبَرُ، وَ إن دامَ بُخلِى فَأَنتَ أجوَدُ، أللّٰهُمَّ اغفِر لِى عَظِيمَ ذُنُوبِى بِعَظِيمِ عَفوِکَ، وَ كَثِيرَ تَفرِيطِى بِظَاهِرِ كَرَمِکَ، وَ اقْمَع بُخلِى بِفَضلِ جُودِکَ، أللّٰهُمَّ مَا بِنَا مِن نِعمَةٍ...»

ای خدا؛ اگر گناهانم بزرگ است، اما تو بزرگ‌ تری و اگر کوتاهی هایم در بندگی‌، عظیم است، توعظیم تری و اگر همواره بخل می‌ ورزم، اما تو بخشنده تری. خداوندا؛ بزرگی گناهانم را به بزرگی گذشتت و بسیاری کوتاهی ‌ام را به بزرگواری آشکارت، بیامرز و بخل مرا با جود سرشارت، ریشه‌ کن ساز. خدایا! هر نعمتی که در دست ما داریم، از آنِ تو می باشد.

فرازی از کتاب صَحیفۀ سجّادیّه که مناجات امام سجّاد(علیه السّلام) با خداوند می باشد:

«أللَّهُمَّ وَ أَيُّمَا عَبدٍ مِن عَبِيدِکَ أَدرَكَهُ مِنِّي دَرَکٌ، أوْ مَسَّهُ مِن نَاحِيَتی أَذًى، أوْ لَحِقَهُ بی أوْ بِسَبَبی ظُلْمٌ فَفُتُّهُ بِحَقِّهِ، أَوْ سَبَقْتُهُ بِمَظْلِمَتِهِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَرْضِهِ عَنِّي مِن وُجدِکَ، وَ أَوْفِهِ حَقَّهُ مِن عِندِکَ. ثُمَّ قِنی مَا يُوجِبُ لَهُ حُكمُکَ، وَ خَلِّصنی مِمَّا يَحكُمُ بِهِ عَدلُکَ، فَإِنَّ قُوَّتی لَا تَستَقِلُّ بِنَقِمَتِکَ، وَ إِنَّ طَاقَتی لَا تَنْهَضُ بِسُخطِکَ، فَإِنَّکَ إِن تُكَافِنی بِالْحَقِّ تُهلِكنی، وَ إلَّا تَغَمَّدنی بِرَحمَتِکَ تُوبِقنی.»   دعای39 - شماره های4 و5

خداوندا! هر یک از بندگانت که از سوی من، صدمه ‌ای به او متوجه شده است و یا این که از طرف من، آزاری دیده و یا به سبب من، ظلم و ستمی کشیده و یا این که حق او را پایمال کردم و جور و ستمی بر او روا داشتم،؛ پس بر محمد(ص) و آل او درود فرست و آن بنده ات را به قدرت خودت، از من خشنود گردان و حقوق او را از پیشِ خود، بده. و مرا از عقوبتی که بر اساس فرمانت، مستحق آن شده‌ ام، حفاظت کن، و از کیفری که عدالتت به آن حکم می‌ کند، نجاتم ده؛ چرا که تاب و تحمل عقاب و طاقت خشم تو را ندارم و اگر مرا از روی عدل و نه از روی فضل، پاداش دهی، هلاک می شوم و اگر بخشایش و فضل تو، شامل حالم نگردد، نابود می گردم.

«به امید ظهور یگانه مُنجی عالَم»

چهره را از عاشقان پنهان مکن     بی دلان را بی سر و سامان مکن

بیش از این سرگشتگانِ خویش را     در فراقِ خویش ، سرگردان مکن

مرغِ جان را چون هوایت کرده است     بیش از این در بندِ جان، زندان مکن

هر که عشقش بیش، هجرش بیش تر     قسمتِ ما تا ابد، هجران مکن

تشنگانت را پس از عمری طلب     وقتِ جان دادن دگر عطشان مکن

از تو دردی ماند تنها در دلم     ای خدا این درد را درمان مکن

 

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در استان مازندران، اینجا را کلیک نمایید.

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در ایران، اینجا را کلیک نمایید.

برای مشاهدۀ صفحه اصلی سایت، اینجا را کلیک نمایید.