بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیمِ

وَاتَّقُواْ يَوْماً لَّا تَجْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ.

و بترسید از روزى كه هیچ كس چیزى (از عذاب خدا) را از كسى دفع نمى‏كند و هیچ شفاعتى از كسى پذیرفته نمى‏شود، و از كسى غرامت و بدلى گرفته نشود ویارى نخواهند شد.

سورۀ بقره؛ آیۀ48

نکاتی در مورد آیه:

در آیه، قرآن خط بطلانى بر خیال هاى باطل یهود مى کشد; زیرا آنها معتقد بودند چون نیاکان و اجدادشان پیامبران خدا بودند آنها را شفاعت خواهند کرد، و یا گمان مى کردند مى توان براى گناهان فدیه و بدل تهیه نمود، همان گونه که در این جهان، متوسل به رشوه مى شدند.

قرآن مى گوید: «از آن روز بترسید که هیچ کس بجاى دیگرى جزا داده نمى شود»؛ «و نه شفاعتى (بى اذن پروردگار) پذیرفته مى شود»؛ «و نه غرامت و بدلى قبول خواهد شد»، «و نه کسى براى یارى انسان به پا مى خیزد».

خلاصه، حاکم و قاضى آن صحنه کسى است که جز عمل پاک را قبول نمى کند، چنان که در آیات88 و89 "سوره شعرا" می خوانیم: «روزى که نه مال به درد مى خورد و نه فرزندان * مگر آنها که داراى روح سالم، پاک و با ایمان هستند».

در حقیقت این آیه، اشاره به این است که در این دنیا چنین معمول است، براى نجات مجرمان از مجازات از طرق مختلفى وارد مى شوند؛ گاه یک نفر جریمه دیگرى را پذیرا مى شود و آن را اداء مى کند.

اگر این معنى ممکن نشد متوسل به شفاعت مى گردد و اشخاصى را بر مى انگیزد که از او شفاعت کنند.

باز اگر این هم نشد، سعى مى کنند با پرداختن غرامت خود را آزاد سازند.

و اگر دسترسى به این کار هم نداشت از دوستان و یاران کمک مى گیرد تا از او دفاع کنند تا گرفتار چنگال مجازات نشود

اینها طرق مختلف فرار از مجازات در دنیا است، ولى قرآن مى گوید: اصول حاکم بر مجازات ها در قیامت به کلى از این امور جدا است، و هیچ یک از این امور در آنجا به کار نمى آید، تنها راه نجات، پناه بردن به سایه ایمان، تقوا و استمداد از لطف پروردگار است.

بدون شک مجازات هاى الهى چه در این جهان، و چه در قیامت، جنبه انتقامى ندارد، بلکه همه آنها در حقیقت ضامن اجرا براى اطاعت از قوانین و در نتیجه پیشرفت و تکامل انسان ها است.

بنابراین هر چیز که این ضامن اجراء را تضعیف کند، باید از آن احتراز جست تا جرأت و جسارت بر گناه در مردم پیدا نشود.

از سوى دیگر، نباید راه بازگشت و اصلاح را به کلى بر روى گناهکاران بست، بلکه باید به آنها امکان داد خود را اصلاح کنند و به سوى خدا و پاکى تقوا باز گردند.

شفاعت به معنى صحیحش براى حفظ همین تعادل است، و وسیله اى است براى بازگشت گناهکاران و آلودگان، و به معنى غلط و نادرستش موجب تشویق و جرأت بر گناه است.

مفهوم شفاعت بر محور دگرگونى و تغییر موضع "شفاعت شونده" دور مى زند، یعنى شخص شفاعت شونده موجباتى فراهم مى سازد که از وضع نامطلوب و در خور کیفر بیرون آمده و به وسیله ارتباط با شفیع، خود را در وضع مطلوبى قرار دهد که شایسته و مستحق بخشودگى گردد، و همان طور که خواهیم دید، ایمان به این نوع شفاعت در واقع یک مکتب عالى تربیت و وسیله اصلاح افراد گناهکار و آلوده، و بیدارى و آگاهى است، و شفاعت در منطق اسلام از نوع اخیر است.

شرایط گوناگون شفاعت:

آیات شفاعت به خوبى نشان مى دهد، شفاعت از نظر منطق اسلام یک موضوع بى قید و شرط نیست، بلکه قیود و شرایطى دارد که چهره اصلى شفاعت و فلسفه آن را روشن مى سازد، از نظر جرمى که درباره آن شفاعت مى شود از یکسو. شخص شفاعت شونده از یکسو و شخص شفاعت کننده از یکسو.

مثلاً گناهانى همانند ظلم و ستم به طور کلى از دایره شفاعت بیرون شمرده شده و قرآن مى گوید: «ظالمان شفیعی ندارند».

و اگر ظلم را به معنى وسیع کلمه ـ آن چنان که در بعضى از احادیث بعداً خواهد آمد ـ تفسیر کنیم، شفاعت، منحصر به مجرمانى خواهد بود که از کار خود پشیمان، و در مسیر جبران و اصلاحند، و در این صورت، شفاعت پشتوانه اى خواهد بود براى توبه و ندامت از گناه.

فلسفه شفاعت: مبارزه با روح یأس

کسانى که مرتکب جرائم سنگینى مى شوند از یکسو گرفتار ناراحتى وجدان، و از سوى دیگر گرفتار یأس از بخشودگى در پیشگاه خدا مى گردند، و چون راه بازگشت را به روى خود مسدود مى یابند، عملاً حاضر به هیچ گونه تجدیدنظر نیستند، و با توجه به تیرگى افق آینده در نظرشان، ممکن است دست به طغیان و سرکشى بیشتر بزنند، و یک نوع آزادى عمل براى خود، تحت این عنوان که رعایت مقررات براى آنها سودى ندارد، قائل شوند، درست همانند بیمارى که از بهبودى مأیوس شده، و سدّ پرهیز را به کلى شکسته است چون آن را بى دلیل و فاقد تأثیر مى داند.

گاه، ناراحتى وجدان که ناشى از این گونه جرائم است، موجب اختلالات روانى و یا موجب تحریک حس انتقامجوئى از جامعه اى که او را چنین آلوده کرده است مى گردد، و به این ترتیب گناهکار مبدل به یک عنصر خطرناک و کانون ناراحتى براى جامعه مى شود.

اما ایمان به شفاعت روزنه اى به سوى روشنائى به روى او مى گشاید و امید به آمرزش، او را به کنترل خویش و تجدید نظر، و حتى جبران گذشته تشویق مى کند، حس انتقامجوئى در او تحریک نمى گردد و آرامش روانى به او امکان تبدیل شدن به یک عنصر سالم و صالح مى دهد.

بنابراین اگر بگوئیم توجه به شفاعت به معنى صحیح، یک عامل سازنده و باز دارنده است که مى تواند از یک فرد مجرم و گناهکار، فرد صالحى بسازد، گزاف نگفته ایم، لذا، مشاهده مى کنیم حتى براى زندانیان ابد، روزنه شفاعت و بخشودگى در قوانین مختلف دنیا باز گذارده شده است، مبادا یأس و نومیدى آنها را مبدل به کانون خطرى در درون خود زندان ها کند، و یا گرفتار اختلال روانى سازد.

 

 

آبشار خورسفلی

مشهد

اجرای برنامه در فروردین1393

در محدودۀ جادۀ مشهد-کلات، می توان پدیده های طبیعی و بکر زیادی را در آن جستجو کرد. یکی از از این طبیعت ها، منطقۀ روستاهای خور است. در این برنامه ما سری به اطراف روستای خورسفلی زدیم که شاهد چند آبشار کوچک بودیم. این روستا، از توابع شهرستان مشهد می باشد.





































لطفاً جهت مشاهده سایر سفرنامه های من در استان خراسان رضوی، اینجا را کلیک نمایید.

لطفاً جهت مشاهده سایر سفرنامه های من در ایران، اینجا را کلیک نمایید.

و اما در پایان...

امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: هیچ مؤمنی نباشد که توان مدد و یاری رساندن به برادر مؤمنش را داشته باشد و بر او یاری رساند جز آنکه خداوند او را در دنیا و آخرت یاری کند و هیچ مؤمنی نباشد که توان یاری رساندن به برادر مؤمنش را داشته باشد و او را بدون یاری وارهاند، خداوند او را در دنیا و آخرت به حال خود وارهاند.

فرازی از دعای جوشَن کبیر: (کتاب مَفاتیحُ الجِنان)

...یا کاشِفَ الکُروب:  ای خدایی که برطف کنندۀ هر گرفتاری هستی.

...یا مُقَلِّبَ القُلوب:  ای خدایی که دلها را زیرو رو و متحوّل می کنی.

فرازی از کتاب صَحیفه سجّادیّه که مناجات امام سجّاد(علیه السّلام) با خداوند می باشد:

...وَامنَعنا بِعِزِّکَ مِن عِبادِکَ، وَأغنِنا عَن غَیرِکَ بِإرفادِکَ، وَاسلُک بِنا سَبیلَ الحَقِّ بِإرشادِکَ.

پروردگارا؛ به عزّت خودت ما را از شرّ مردم حفظ کن و به عطای خودت بر ما، ما را از عطای مردم بر ما بی نیاز کن و با ارشاد و راهنمایی خود، ما را در راه حقّ ثابت قدم نما.