بسم الله الرّحمن الرّحیم

«اَلَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِى خَلِقْ السَّمَاواَتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. رَبَّنَآ إِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ.»

آن بندگانی که در همه حال، در نماز و غیر نماز، ایستاده و نشسته و یا به پهلو خوابیده، خدا را یاد می کنند و دربارۀ آفرینشِ آسمان ها و زمین، به فکر فرو می روند، می گویند: «خدایا، تو این جهانِ با عظمت را بیهوده نیافریده ای. تو پاک و منزه هستی. پس ما را از عذاب آتش دور نگه دار. خدایا، هر که را در آتش بیندازی، واقعاً خوار و ذلیل می شود و بدکاران و ظالمان، هیچ یاوری ندارند.

سورۀ آل عمران - آیات191 و192

نکاتی اجمالی در مورد آیه:

آیه های قرآن، تنها براى خواندن نیست، بلکه براى فهم و درک مردم نازل شده و تلاوت و خواندن آیات، مقدمه اى است براى اندیشیدن و تفکر. در این آیه، اشاره به عظمت آفرینش آسمان و زمین شده است و به این ترتیب، مردم را به اندیشه در این آفرینش بزرگ، جلب می نماید، تا هرکس به اندازۀ پیمانۀ استعداد و تفکرش، از این اقیانوس بى کران، سهمى برده و از سرچشمۀ صافِ اسرارِ آفرینش، سیراب گردد. به راستى، جهان آفرینش و نقش هاى بدیع و طرح هاى زیبا و دل انگیز آن و نیز نظام های خیره کننده اى که بر آن، حکومت مى کند، کتاب فوق العاده بزرگى است که هر کلمه و سطر آن، دلیل بسیار روشنی بر وجود و یکتائى آفریدگار جهان است. نقشۀ دلربا و شگفت انگیزى که در گوشه و کنار این جهان و در پهنۀ هستى، به چشم مى خورد، آن چنان قلوب صاحبان خرد را به خود جذب مى کند، که در جمیع حالات خود، چه ایستاده و چه نشسته و چه در حالى که در بستر آرمیده، و به پهلو خوابیده اند، به یاد پدید آورندۀ این نظام و اسرار شگرف آن مى باشند.

در این آیه، نخست اشاره به "ذکر" و سپس اشاره به "فکر" شده است؛ یعنى فقط به یادِ خدا بودن، کافى نیست، بلکه زمانی این یادآورى، ثمرات ارزنده اى خواهد داشت که آمیخته با تفکر باشد. در تفکرِ خلقت آسمان و زمین نیز اگر تفکر، آمیخته، با یاد خدا نباشد، فایده ای ندارد. مثل دانشمندانى که در مطالعات فلکى خود و تفکر مربوط به خلقت کرات آسمانى، این نظام شگفت انگیز را مى بینند، اما چون به یاد خدا نیستند و عینک توحید، بر چشم ندارند و از زاویه شناسائى مبدأ هستى، به آن ها نگاه نمى کنند، از آن، نتیجه لازم تربیتى و انسانى را نمى گیرند. تفکر و اندیشه، در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین، به انسان، آگاهى خاصى مى دهد، و نخستین اثر آن، توجه به بیهوده نبودن خلقت است؛ زیرا در جایی که هر موجود کوچکى، از این جهان بزرگ، هدفى مى بیند، آیا مى تواند باور کند مجموعه جهان، بى هدف باشد؟ در ساختمان مخصوص اعضاى پیکر یک گیاه، هدف هاى روشنى مى بینیم. قلب انسان، حفره ها و دریچه هاى آن، هر کدام برنامه و هدفى دارند. ساختمان طبقات چشم نیز هر کدام به خاطر منظورى خلق شده است؛ حتى مژه ها و ناخن ها نیز هر یک، نقشِ معینی بر عهده دارند.

آیا ممکن است ذرات یک موجود، هر کدام داراى هدف خاصى باشد، اما مجموعه آن، مطلقاً هدفى نداشته باشد؟ لذا خردمندان، با توجه به این حقیقت، همواره این زمزمه را سر مى دهند که: « خداوندا! این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده ای.»

صاحبان عقل و خرد، پس از اعتراف به وجود هدف در آفرینش، بلافاصله به یاد آفرینش خود مى افتند و مى فهمند که انسان، میوه این جهان هستى است؛ بیهوده آفریده نشده و هدفى جز تربیت و پرورش و تکامل، برای او، در کار نبوده است. او تنها براى زندگى زودگذر و کم ارزش این جهان، آفریده نشده، بلکه انسان، سراى دیگری در پیش دارد که در آن جا، پاداش و کیفر اعمال، در برابر او قرار مى گیرد. در این موقع است که متوجه مسئولیت هاى خود شده و از خدا، تقاضاى توفیق انجام آن ها را مى طلبد، تا از کیفر او، در امان باشد و لذا مى گوید: «خداوندا؛ تو پاک و منزهى، ما را از عذاب آتش نگاهدار.» از این جمله استفاده مى شود، خردمندان، بیش از آن چه از آتش دوزخ مى ترسند، از رسوایىِ در برابر خدا، وحشت دارند.

پیام های آیه:

نشانۀ خردمندى، یاد خدا در هر حال است. «اولوا الالباب الّذین یذكرون اللّه قیاماً و قعوداً و على جنوبهم»

اهل فكر، باید اهل ذكر هم باشند. «اولوا الالباب الّذین یذكرون ... و یتفكّرون»

ایمان، بر اساس فكر و اندیشه، ارزشمند است. «یتفكّرون فى خلق السماوات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً»

ذكر و فكر، همراه یكدیگر، ارزش به حساب می آید. متأسفانه كسانى ذكر مى ‏گویند، ولى اهل فكر نیستند وكسانى اهل فكر هستند، ولى اهل ذكر نیستند. «یذكرون... یتفكّرون»

آن چه سبب رشد و قرب است، ذكر و فكر دائمى است، نه موسمى. «یذكرون» و «یتفكّرون»

شناختِ حسّىِ طبیعت، كافى نیست، تعقل و تفكر لازم است. «یتفكّرون فى خلق السماوات والارض»

آفرینش بیهوده نیست، گرچه همۀ اسرار آن را درک نكنیم. «ماخلقت‏هذاباطلاً»

اوّل تعقل و اندیشه، سپس ایمان و عرفان، آن گاه دعا و مناجات. «یتفكّرون... ربّنا... فقنا»

اگر هستى، بیهوده و باطل نیست، ما هم نباید بیهوده و باطل باشیم. «ماخلقت هذا باطلاً... فقنا عذاب النار»

قبل از دعا، خدا را ستایش كنیم. «سبحانك فقنا...»

ثمره‏ و نتیجۀ عقل و خرد، ترس از قیامت است. «اولوا الالباب... فقنا عذاب النار»

آتش قیامت سخت است، امّا نزد اولوا الالباب كه خواهان كرامت انسان هستند، خوارى و رسوایى قیامت، دردناک ‏تر از آن است. «من تدخل النّار فقد اخزیته»

ستمگران، از شفاعتِ دیگران محروم هستند. «ما للظالمین من انصار»

 

 

طبیعت زمستانی آبشار آبقد

مشهد

زمان اجرای برنامه: بهمن1396

در حالی که هوای مشهد، در دو هفتۀ متوالی، به10درجه، زیر صفر، رسیده بود، تصمیم گرفتیم به آبشار آبقد برویم و از آبشارهای یخی آن، عکاسی کنیم. آبشار آبقد، در 50کیلومتری شمال شهر مشهد، واقع شده است. ما ابتدا وارد روستای آبقد شدیم و از آن جا، پیاده، به سمت آبشار حرکت کردیم. وقتی به آبشارها رسیدیم، متوجه شدیم که آبشارها، آن چنان که باید یخ زده باشند، یخ نزدند و پیش بینی ما، نادرست از آب درآمد. به هر حال تا ساعت 3عصر، پیمایش دره را ادامه دادیم و سپس به سمت روستا، مراجعت کردیم.

نمایی از روستای آبقد

روستای آبقد


موقعیت روستای آبقد بر روی نقشه

روستای آبقد



روستای آبقد



روستای آبقد



دره آبقد



طبیعت رشته کوه هزار مسجد



طبیعت رشته کوه هزار مسجد



طبیعت رشته کوه هزار مسجد



رشته کوه هزار مسجد


پس از یک ساعت پیمایش، به آبشار آبقد می رسیم.

آبشار آبقد



آبشار آبقد



آبشار آبقد



آبشار آبقد



آبشار آبقد



آبشارهای مشهد



آبشارهای مشهد



آبشار آبقد



آبشار آبقد


بعد از استراحت و صرف صبحانه، پیمایش دره را ادامه می دهیم.

رشته کوه هزار مسجد



رشته کوه هزار مسجد



کوه های هزارمسجد



کوه های هزارمسجد



کوه های هزارمسجد



دره های مشهد



دره های مشهد


در پیمایش دره، چندین آبشار کوتاه و البته زیبا را پشت سر می گذاریم.

آبشارهای مشهد



آبشارهای مشهد



آبشارهای استان خراسان رضوی



آبشارهای استان خراسان رضوی



آبشارهای استان خراسان رضوی



آبشارهای خراسان رضوی



آبشارهای خراسان رضوی



آبشارهای خراسان رضوی



آبشارهای ایران



طبیعت هزار مسجد



طبیعت هزار مسجد



طبیعت هزار مسجد



رودخانه های مشهد



رودخانه های مشهد



رودخانه های مشهد



رودخانه های استان خراسان رضوی



رودخانه های استان خراسان رضوی



رودخانه های استان خراسان رضوی



رودخانه های خراسان رضوی



دره های استان خراسان رضوی



دره های استان خراسان رضوی



دره های استان خراسان رضوی



دره های خراسان رضوی


پیمایش دره را تا ساعت 3عصر، ادامه می دهیم و پس از استراحت و نماز، به سمت روستا، مراجعت می کنیم.

دره های خراسان رضوی


در مسیر بازگشت

دره های ایران



دره های ایران



جاذبه های گردشگری مشهد



جاذبه های گردشگری مشهد



جاذبه های گردشگری مشهد


نمایی زیبا از دره آبقد

جاذبه های طبیعی مشهد



جاذبه های طبیعی مشهد



جاذبه های طبیعی مشهد



دره آبقد



دره آبقد



دره آبقد



دره آبقد



دره آبقد



دره آبقد



دره آبقد



طبیعت مشهد



طبیعت مشهد


پس از پیمایشی طولانی، به روستا می رسیم.

روستاهای مشهد



روستاهای مشهد



اماکن دیدنی مشهد



اماکن دیدنی مشهد



اماکن توریستی مشهد



روستای آبقد



روستای آبقد



روستای آبقد مشهد



روستای آبقد مشهد

جرعه ای از دریا...

امام علی(علیه السّلام) فرمود:

«به راستی که فرد مسلمان، سه دوست دارد. دوست اول، دوستی است که می گوید: من در زندگانی و مرگ، همراه تو هستم. آن دوست، کردار و عملش هست. دوست دوم، دوستی است که می گوید: من تنها تا لب گور، همراه تو هستم. آن دوست، فرزند او می باشد. دوست سوم، دوستی است که می گوید: من فقط تا هنگام مرگ، همراه تو هستم. آن دوست، مال و ثروت او می باشد که تا بمیرد، به ورثه می رسد.»

فرازی از دعای "صباح" که مناجات أمیر المؤمنین(علیه اسّلام) با خدا می باشد: (کتاب مفاتیحُ الجِنان)

«إلَهی کَیفَ تَطرُدُ مِسکیناً إلتَجَأَ إلَیکَ مِنَ الذُّنوبِ هارِباً، أم کَیفَ تُخَیِّبُ مُستَرشِداً قَصَدَ إلَی جَنابِکَ ساعِیاً، أم کَیفَ تَرُدُّ ظَمآنَ وَرَدَ إلَی حیاضِکَ شارِباً؛ کَلّا وَ حیاضُکَ مُترَعَةٌ فی ضَنکِ المُحولِ، وَ بابُکَ مَفتوحٌ لِلطَّلَبِ وَ الوُغول.»

خدایا، چگونه برانی بیچاره ای را که از گناهان خود، به تو پناه آورده است؛ و چگونه ناامید سازی رهجویی را که شتابان، آهنگ درگاهت را نموده است؛ و چگونه بازگردانی، تشنه ای را که خودش را به حوض تو رسانیده است. نه، هرگز؛ حوض های فیض تو در دوران خشکسالی، لبریز و درِ کرمت برای ورود، باز است.

فرازی از کتاب صَحیفۀ سجّادیّه که مناجات امام سجّاد(علیه السّلام) با خداوند می باشد:

«ألّلهُمَّ یا ذَا المَلِکِ المُتَأَبِّدِ بِالخُلود. وَ السُّلطانِ المُمتَنِعِ بِغَیرِ جُنودٍ وَ لا أعوانٍ. وَ العِزِّ الباقی عَلَی مَرِّ الدُّهورِ وَ خَوالِی الأعوامِ وَ مَواضِی الأزمانِ وَ الأیّامِ... وَ استَعلَی مُلکُکَ عُلُوّاً سَقَطَتِ الأشیاءُ دونَ بُلوغِ أمَدِهِ. وَ لا یَبلُغُ أدنَی مَا استَأثَرتَ بِهِ مِن ذَلِکَ أقصَی نَعتِ النّاعِتینَ. ...کَذَلِکَ أنتَ اللهُ الأوَّلُ فی أوَّلیَّتِکَ، وَ عَلَی ذَلِکَ أنتَ دائِمٌ لا تَزولُ.»   دعای32 - شماره های 1تا8

ای خدا؛ ای پادشاهی که سلطنت تو، تا ابد، پاینده و جاودان است و هیچ لشکری نمی تواند به آن، آسیب بزند. شکوه و عظمت تو، با گردش دوران و گذشتن سال ها، همچنان پایدار خواهد ماند. تمام موجودات در برابر وجود والا و بلندمرتبۀ تو، به پستی و خواری افتاده اند. گویا ترین و دانا ترین انسان ها نمی توانند وصف و مدح تو را بر زبان جاری کنند. تویی خدایی که در آغاز، نخستین موجود، بودی و تا ابد، پایدار خواهی ماند و هیچ زوال و مرگی برای تو تصور نمی شود.

«به امید ظهور یگانه مُنجی عالَم»

زلف شب را به سراپای سحر می ریزم     تا خودِ صبح، به راه تو قمر می ریزم

جمعه را سرمه کشیدیم مگر برگردی     با همان سیصد و دل تنگ، نفر، برگردی

زندگی نیست مَمات است تو را کم دارد     دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد

از دل تنگ من آیا خبری هم داری     آشنا پشت سرت مختصری هم داری

نکند منتظر مردن مایی آقا!؟     منتظرهات بمیرند میایی آقا!؟

من به جز تو به کسی جان بدهم ممکن نیست     به اجل مهلتِ جولان بدهم ممکن نیست

به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی است     غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی است

دارد از جاده صدای جَرَسی می آید     مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

چون قرار همه با حضرت آقا جمعه است     همۀ دل خوشی هفتۀ ما با جمعه است

مُنجی ما به خداوند قسم آمدنی ست     یوسف گم شده، ای اهل حرم، آمدنی است

 

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در استان خراسان رضوی، اینجا را کلیک نمایید.

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در ایران، اینجا را کلیک نمایید.

برای مشاهدۀ صفحه اصلی سایت، اینجا را کلیک نمایید.