بسم الله الرّحمن الرّحیم

«اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِى الْسَّمَوَتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيْهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ...»

هیچ معبودى جز خداوندِ یگانۀ زنده و پاینده نیست، (خداوندى که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او). هیچ گاه خداوند به خواب سبک و یا عمیقی نمی رود؛ (و لحظه اى از تدبیر جهان هستى، غافل نمى ماند؛) آنچه در آسمان ها و آن چه در زمین است، از آن اوست... خداوند آینده و گذشتۀ بندگان را مى داند.

سورۀ بقره - آیۀ255

نکاتی اجمالی در مورد آیه:

این آیه ابتدا از ذات اقدس الهى و مسأله توحید اسماء حسنى و صفات او شروع مى کند و مى فرماید: «خداوند (ذات جامع الصفات است و) هیچ معبودى جز او نیست.»

"الله" نام مخصوص خداوند و به معنای ذاتى است که جامع همه صفات کمال، جلال و جمال است؛ او پدید آورنده جهان هستى است، به همین دلیل، هیچ معبودى شایستگى پرستش جز او را ندارد، و از آن جا که در معنى "الله"، یگانگى افتاده است، جمله "لا اِلهَ اِلاّ هُو" تأکیدى بر آن است.

پس از آن مى افزاید: «خداوند، زنده و قائمِ به ذات خویش است و موجودات دیگر عالَم، قائم به او هستند. (ألحَیُّ القَیّوم)

"حیّ" از ماده "حیات" به معنای زندگى است، و این واژه، دلالت بر دوام و ثبات دارد و بدیهى است که حیات در خداوند، حیات حقیقى است، نه هم چون موجودات زنده در عالم خلقت که حیات آن ها، عارضى است. بخاطر همین است که گاهى زنده اند و سپس مى میرند؛ اما در خداوند چنین نیست، چنان که در آیه 58 سوره "فرقان" می خوانیم. «توکل برخدای زنده اى کن که هرگز نمى میرد.» (وَ تَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذی لا یَمُوتُ)

از سوى دیگر، حیات کامل، حیاتى است که آمیخته با مرگ نباشد، بنابراین حیات حقیقى، حیات او است که از ازل تا ابد ادامه دارد، اما حیات انسان، به خصوص در این جهانی که آمیخته با مرگ است، نمى تواند حیات حقیقى بوده باشد.

در بخشی از دعای جوشن کبیر می خوانیم: «خداوند زنده است، قبل از هر زنده‏اى و بعد از هر زنده‏اى. در زنده بودن، وى را نظیر و شریكى نیست و براى زنده ماندن، نیازمند دیگرى نیست. او زندگان را مى ‏میراند و به همه زنده‏ها روزى مى‏ بخشد. او زندگى را از زنده‏اى دیگر به ارث نبرده، بلكه به مردگان نیز زندگى مى‏بخشد. او زنده و پا برجاست.»

به هر حال، این جمله، اشاره به این حقیقت است که فیض و لطف تدبیر خداوند دائمى است، و لحظه اى قطع نمى گردد، و همچون بندگان نیست که بر اثر خواب هاى سبک و سنگین، یا عوامل دیگر، غافل شود.

در ادامه آیه خداوند به این نکته اشاره می کند که هر چه در آسمان و زمین است، از آنِ خودش است و مالک آن ها اوست. بنابراین، آن چه انسان در اختیار دارد و از آن استفاده مى کند، مِلک حقیقى او نیست، تنها چند روزى این امانت با شرائطى که از ناحیه مالک حقیقى تعیین شده، به دست او سپرده شده و حق تصرف در آن ها را دارد.

ناگفته پیدا است، توجه به این نکته که "همه چیز مال خدا است"، اثر تربیتى مهمى در انسان ها دارد؛ زیرا هنگامى که مردم معتقد شوند، آن چه دارند از خودشان نیست و چند روزى به عنوان عاریت و یا امانت به دست آن ها سپرده شده است، به طور مسلّم، دست تجاوز به حقوق دیگران، استثمار، استعمار، احتکار، حرص، بخل و طمع دراز نمى کند.

پیام های آیه:

هیچ موجودى جز خداوند، ارزش معبود شدن ندارد. «لااله الاّ هو»

حیات و زندگانی واقعى و ابدى وهمه‏ حیات‏هاى دیگر از آن اوست. «الحىّ»

همه چیز دائماً به او بستگى دارد ولحظه اى از تدبیر اوخارج نیست. «القیوم»

همه چیز از اوست.«له ما فى السموات...»

نه تنها هستى از اوست، كارایى هستى نیز از اوست. «من ذا الّذى یشفع»

خداوند بر همه چیز ودر همه حال آگاه است، پس از گناه در برابر او حیا كنیم. «یعلم مابین ایدیهم وما خلفهم...»

 

 

پاییز روستای حصار گلستان

طرقبه - خراسان رضوی

اجرای برنامه در آبان1395

روستای حصار گلستان، بزرگترین روستای بخش طرقبه می باشد که فاصلۀ آن تا مشهد، 5کیلومتر می باشد. ای روستای نیمه ییلاقی، اکنون به یکی از مقاصد هدف توریستی در اطراف مشهد و طرقبه شده است. وجود دو رودخانۀ پرآب و رستوران های سنتی، بر رونق گردشگری این منطقه افزوده است. این روستا، با جدا شدن طرقبه از مشهد، در شهرستان طرقبه شاندیز(بینالود) به حساب می آید.

این بار من در یک برنامۀ نیم روزه، راهی رودخانۀ غربی این روستا شدم و از مناظر پاییزی آن عکاسی کردم. حرکت در رودخانه و آب سرد آن، جلوی پیشروی من رو گرفت و من هم مقاومت چندانی از خودم نشان ندادم.

 روستای حصار گلستان

 

 موقعیت حصار گلستان بر روی نقشه

روستای حصارگلستان 

  

روستای حصار گلستان 

 

 

روستای حصار گلستان 

 

 

روستای حصارگلستان 

 

 

روستای حصارگلستان 

 

 

پاییز روستای حصار گلستان 

 

 

پاییز روستای حصار گلستان 

 

 

پاییز روستای حصار گلستان 

 

 

طبیعت روستای حصار گلستان 

 

 

طبیعت روستای حصار گلستان 

 

 

طبیعت روستای حصار گلستان 

 

 

ییلاقات مشهد 

 

 

ییلاقات اطراف مشهد 

 

 

ییلاقات توریستی مشهد 

 

 

طبیعت شهرستان بینالود 

 

 

ییلاقات طرقبه 

 

 

ییلاقات اطراف طرقبه 

 

 

ییلاقات توریستی طرقبه 

 

 

پل روستای حصار گلستان 

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در طرقبه شاندیز، اینجا را کلیک نمایید.

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در استان خراسان رضوی، اینجا را کلیک نمایید.

لطفاً برای مشاهدۀ سایر سفرنامه های من در ایران، اینجا را کلیک نمایید.

و اما در پایان...

بین دنیا و آخرت تفاوت های وجود دارد از جمله "ثبات و تغییر":

در دنیا، حرکت و تغییر است. کودک، جوان می گردد، کامل می شود و نهایتاً به پیری می رسد و سپس می میرد. در این جهان، نو ها کهنه می گردند و کهنه ها از بین می روند؛ ولی در جهان آخرت، کهنگی و پیری وجود ندارد؛ مرگی هم در کار نیست. آن جا جهان بقاء است و این جا جهان فناء. آن جا خانۀ قرار و ثبات است و این جا زوال و نیستی.

عدل الهی - شهید آیت الله مطهری

فرازی از دعای جوشَن کبیر که خداوند را معرّفی و توصیف می نماید: (کتاب مفاتیحُ الجِنان)

«یا مُجیبَ مَن لا مُجیبَ لَه»:  ای خدایی که اجابت کنندۀ افرادی هستی که کسی آن ها را اجابت نمی کند.

«یا شَفیقَ مَن لا شَفیقَ لَه»:  ای خدایی که شفیق و مهربان هستی نسبت به افرادی که شفیق ندارند.

فرازی از کتاب صَحیفۀ سجّادیّه که مناجات امام سجّاد(علیه السّلام) با خداوند می باشد:

«ألّلهُمَّ اسلُک بِیَ الطَّریقَةَ المُثلَی، وَ اجعَلنی عَلَی مِلَّتِکَ أموتُ وَ أحیَی.»

خداوندا، مرا در راهی سالک گردان و حرکت ده که طبق دین تو زندگی کنم و بر دین تو بمیرم.

«به امید ظهور یگانه مُنجی عالَم»

گرفته حِجر گریبان خون جگرها را     به شب کشیده غیاب شما سحرها را

برای خوب و بد ما، نبودنت ضرر است     غم فراق تو سوزانده خشک و ترها را

هزار مرتبه آوارۀ شما شده ایم     هزار مرتبه گشتیم این گذرها را

خودت گواه زمین گیر بودن مایی     گناه آمد و سوزاند، بال و پرها را

بدیم اگر چه ولی باز تحمل کن     نران ز پشت در خانه درد سَرها را

به گریه راه تو را شسته ایم روز به روز     نوازشی بکن ای شاه، رفتگرها را

ببین چه می کشد این طایفه بدون شما     بیا و دفع کن از شیعیان خطرها را